تبلیغات
خط های سکوت - ثروت
 
درباره وبلاگ


نگو که چتر توعاشق نکرده بارونو
قدم بزن شب تنهایی خیابونو
دوباره آه بکش تا دوباره آب کنی
دل یخ بسته و شکسته زمستونو
دوباره آه بکش آه تو بساتم نیست
کسی به فکر من و مرگ خاطراتم نیست
بگیر دستمو وقتی دوتایی غرق میشیم
منو نجات نده موقع نجاتم نیست
***
تو خسته ای خودتو جای من نزار برو
تا آخرین نفس دور از انتظار برو
یه کاری کن تا نتونم بیام دنبالت
خلاص کن منو با آخرین قطار برو
خراب کن همه ریلا هارو پشت سرت
بزار خراب بشم پشت آخرین سفرت
یه عطر تازه بزن غیر عطر محبوبم
بزار که بو برن آدمای دور و برت
یه کوه یخ شدم و قطره قطره آب شدم
نیومده رو سر زندگیت خراب شدم
باید نگفته بمونه نگفته هام اما
من انتخاب نکردم من انتخاب شدم
یه کوه یخ شدم و قطره قطره آب شدم
نیومده رو سر زندگیت خراب شدم
باید نگفته بمونه نگفته هام اما
من انتخاب نکردم من انتخاب شدم
.....
سیامک عبّاسی

مدیر وبلاگ : Beny
نظرسنجی
منظورت از دوستی با دخترا(مخصوص آقا پسرا) یا دوستی با پسرا (مخصوص دختر خانوما) چیه؟((اینجا کسی نمی خواد بهت واسه کاری که انجام میدی سرزنشت کنه!...پس راستشو بگو))












آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
عاشقانه ها
خط های سکوت
بشنو از این دل حکایت می کند ، از جدایی ها شکایت می کند...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 12 دی 1392 :: نویسنده : Beny
کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوش‌شان رسانید…
زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت می‌بخشی؟
کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوش‌شان رسانید.
مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.
کورش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اینجاست. اگر آنهارا پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره‌اند مثل این می‌ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 29 اردیبهشت 1397 12:28 ب.ظ
Thank you, I have just been looking for information approximately this subject for a long time and yours is the greatest
I've discovered so far. But, what about the bottom line?
Are you sure about the source?
شنبه 14 مرداد 1396 08:53 ب.ظ
Hey there! Someone in my Myspace group shared this website with us
so I came to give it a look. I'm definitely enjoying the information. I'm bookmarking and will
be tweeting this to my followers! Superb blog and fantastic style and design.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب