تبلیغات
خط های سکوت - اشتراك وخیم...
 
درباره وبلاگ


نگو که چتر توعاشق نکرده بارونو
قدم بزن شب تنهایی خیابونو
دوباره آه بکش تا دوباره آب کنی
دل یخ بسته و شکسته زمستونو
دوباره آه بکش آه تو بساتم نیست
کسی به فکر من و مرگ خاطراتم نیست
بگیر دستمو وقتی دوتایی غرق میشیم
منو نجات نده موقع نجاتم نیست
***
تو خسته ای خودتو جای من نزار برو
تا آخرین نفس دور از انتظار برو
یه کاری کن تا نتونم بیام دنبالت
خلاص کن منو با آخرین قطار برو
خراب کن همه ریلا هارو پشت سرت
بزار خراب بشم پشت آخرین سفرت
یه عطر تازه بزن غیر عطر محبوبم
بزار که بو برن آدمای دور و برت
یه کوه یخ شدم و قطره قطره آب شدم
نیومده رو سر زندگیت خراب شدم
باید نگفته بمونه نگفته هام اما
من انتخاب نکردم من انتخاب شدم
یه کوه یخ شدم و قطره قطره آب شدم
نیومده رو سر زندگیت خراب شدم
باید نگفته بمونه نگفته هام اما
من انتخاب نکردم من انتخاب شدم
.....
سیامک عبّاسی

مدیر وبلاگ : Beny
نظرسنجی
منظورت از دوستی با دخترا(مخصوص آقا پسرا) یا دوستی با پسرا (مخصوص دختر خانوما) چیه؟((اینجا کسی نمی خواد بهت واسه کاری که انجام میدی سرزنشت کنه!...پس راستشو بگو))












آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
عاشقانه ها
خط های سکوت
بشنو از این دل حکایت می کند ، از جدایی ها شکایت می کند...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 21 شهریور 1393 :: نویسنده : Beny

  به خارپشت درشتی كه توی چشم تو و

  به استخوان ظریفی كه در گلوی من است

   چه اشتراكی وخیمی ست زندگی كردن !

  در این تكامل مضحك كه تا كمر لجن است


  چقدر تن بدهیم از شروع شب با درد

   به خواب های عمیقی كه وقف بختك هاست

   در این كشاكش آدم بزرگ های خشن

   چقدر كودكمان در درونمان تنهاست

 
  به این نتیجه رسیدم دروغ منطقی است

   هر آنچه می شنوی و هر آنچه می گویی

   چه اشتراك وخیمی ست زندگی كردن!

  چه اتفاق عجیبی ست این زناشویی!


  چقدر درد تو تا مغز استخوان بکشد؟

   به لب رسیده و از سر گذشته صبری كه...

  چقدر نقطه بچینم ادامه ات بدهم؟

   چقدر گریه شوم روی سنگ قبری كه...

 
  به كوچ می بردم دسته های مرغابی

   كه توی بالشم از هر طرف به پروازند

   برای ترك تو باید به جای دیگر رفت

   چه زخم های زبانی که رو به من باز اند!


  به راه های موازی که از تمام جهات

   تو را نرفته در این انتظار برگشتند

   چه خاک ها که عبورش بلند شد من را

   چه اسب ها که تو را بی سوار برگشتند

 
  اگرچه آخر هر جاده ناكجا آباد

   اگرچه نقطه ی پایان همیشه مجهول است

   برای رد شدن از این سكون مردابی

   عبور كردن از این برهه آخرین غول است

 
  برای ترک تو شب را به تخت می بندم

   به خواب می روم از عمق خستگی هایم

   دراز می شوم از ابتدای این خانه

   درست تا لبه ی انتهای دنیایم

  میلاد روشن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 مرداد 1396 10:43 ق.ظ
Hi there everyone, it's my first visit at this website, and post is
in fact fruitful for me, keep up posting such posts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب